لطيفه

 

علت گريه

 

مادر مي گويد هوشنگ چي شده چرا داري گريه مي كني

هوشنگ با گريه مي گويد اين احمد پسر همسايه ارذيتم كرد0

مادرمي گويد الهي داغش به دل ننه اش بمونه چيكارت كرد

هوشنگ مي گويد مي خواستم يه مشت بزنم تو دلش جا خالي داد د ستم خورد به ديوار0

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده : فربد مهيني حسن زاده در ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٤
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



لطيفه

روزي يك مرد در صندق صدقات پول مي ريزد و فرداي ان روز مرد مي ميرد وميرود پيش خدا و مي گويد

 

من كه در صندق  صدقات پول ريختم چرا جونم را گرفتي خدا مي گويد چون پولت گوشه نداشته بيد جيگر .

 

نویسنده : فربد مهيني حسن زاده در ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٤
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



چيستان

 ان چيست كه خيلي خطر ناك است   ولي اگر وارونه شود  رام مي شود

نویسنده : فربد مهيني حسن زاده در ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٤
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



چيستان

نامی پسرانه است که اگر حرف اولش را برداريم  ،نامی دخترانه می شود و اگر حرف دوم ان را برداريم ،نام يکی از ماه های سال می شود .

نویسنده : فربد مهيني حسن زاده در ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٦ بهمن ،۱۳۸٤
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس



لطيفه

روزی يک دختر وارد اتوبوس شد او عطسه می کند و اب دهنش به مردی می خورد۰ ان مرد برمی گردد و می گويد مگر تو بچه ی ادم نيستی   دختر می گويد  نخير من بچه ی حوا هستم۰

نویسنده : فربد مهيني حسن زاده در ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ بهمن ،۱۳۸٤
Comments نظرات ديگران      لینک دائم      افزودن به دلیشس